X
تبلیغات
پستو خانه گنجشک ها

پستو خانه گنجشک ها
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید

۱-دل می رود زدستم صاحبدلان انصافتون رو شکر، یه کاری بکنین!

۲-توانا بود هر که دانا بود و دانا بود هر که توانا بود.چون دولتی قبول نشد میره دانشگاه آزاد.

3- تو کز محنت دیگران بی غمی، کیف می کنی ولی خیلی بووووووقی!

4- نابرده رنج گنج میسر نمی شود.با برده رنج هم این روزا چیز خاصی میسر نمیشه،خیلی به دلت صابون نزن داداش!!!

5- تا توانی دلی بدست آور،یه جایی بدردت می خوره.از من بشنو!

6-دیگ به دیگ میگه مظنه ی نخود الان چنده  داش!

7- تو نیکی می کن و در دجله انداز، دیگه چی کار داری که ایزد کجا دهت باز؟

8-بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که بد جوری می زنن همدیگه رو لت و پار می کنن.(خوشبختانه قافیه این یکی درست از آب دراومد)

چو عضوی بدرد آورد روزگار / دگر عضوها رو ککشون هم نمی گزه!

9-یه توپ دارم قل قلیه سرخ و سفید و ... ای بابا این که ضرب المثل نیست.

10-هر که بدان بنشست، چند سال آب خنک تو شاخشه.

11-فلفل نبین چه ریزه،آخ مادر جان !!! دهنم سرویس شد.

12-تا توانی می گریز از یار بد،یار بد بدتر بود از هواپیماهای مسافربری خطوط هواپیمایی وطنی.

13- اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده، بدون بابای دختره جوابش کرده، چهار چرخ با زاپاس پنجر نموده.نزدیکش نری که خیلی خطریه.اگه خواستی بری حتما با تیزی برو.جوری هم بگیر که ببینه.(پدر آمرزیده ها این قدیمی ها هم چه ضرب المثل های عریض و طویلی واسه خودشون ساختن!)

14-انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس تا یک دفعه ناغافل دخلت نیاد عزیز دل برادر.

15- در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست(ای بابا منتظر چی هستی؟ همین خودش یه ضرب المثله.حتما من باید چیزی بهش بچسبونم؟چه آدمایی تو این دور و زمونه پیدا میشن؟! عجبا!!!

 

...به شرط چاقو-محمد رضا آتشین صدف با اندکی دخل و تصرف!


برچسب‌ها: ضرب المثل, طنز مثلی
[ شنبه 25 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
      

درود بر آن پیغمبری که جان خود را به تعب و رنج انداخت تا در امر و بلاغ رسالت کوتاهی نکرده باشد،بدن خود را به مشقت انداخت تا قوم خود را به سوی تو دعوت کند و بشر را به نیکی و نصیحت و اندرز فرا خواند تا بسوی تو رهبری کند...

پروردگارا مقام او را به درجه ای رسان که هیچ پیغمبر مرسل و هیچ ملک مقربی به آن درجه نرسد و او را به گروندگان پاک سرشت و امت با ایمان معرفی فرما و شفاعت او را اعلام کن.آمین

 


برچسب‌ها: صحیفه ی سجادیه, رسول الله
[ جمعه 24 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
      

به این نتیجه رسیده ام که نظر اردک ها درباره ی من به این بستگی داره که من با خود نون دارم یا نه.

این روزها اقیانوس ها خیلی آلوده ان.یه بار از اون یه کنسرو ماهی تن در روغن،گرفتم.

موش خانگی من دیروز مرد،زیر چرخ های اتومبیلم ،به خواب رفته بود!!!

دانشمندان معتقدن که به ازای هر انسان،3000 نوع عنکبوت بر روی زمین وجود داره.کسی مال منو میخواد؟ من که مطمئنا نمی خوام!

اگر می خوای بدونی ده سال دیگه چه شکل و شمایلی داری ، بعد از یه دوی ماراتون در آینه بنگر.

یه بز اهلی داشتم که منو مثه یک صورت حساب پرداخت نشده دنبال می کرد.

شکسپیر نوشت: "تمام وکیلان را بکشید" احتمالا این رو قبل از وجود وکیل نوشته !

آموختن انگلیسی مثل اینه که تو شبی که تو آسمان ستاره ای وجود نداره و شمع سازان اعتصاب کردن، از خونه ای تاریک به خونه ی تاریک دیگه ای بری.

به خاطر تو ، حتی از موهام هم خون میچکّه.

"غیبت"یعنی کسی درباره ی دیگران با تو صحبت کنه. "خسته کننده"یعنی کسی  درباره ی خودش با تو صحبت کنه."محاوره ی درخشان" یعنی کسی درباره ی خودت با تو صحبت کنه!

 

 

تیکه پراکنی-حورزاد صالحی

 


برچسب‌ها: طنز, کاریکلماتور, تیکه پراکنی
[ جمعه 24 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
            

قضیه ی اون فیلم زشت رو که حتما تا حالا شنیدین...

واقعا اینا چی فکر کردن با خودشون...

فکر کردن با این کارا چیزی از بزرگی و رحمت و جبروت پیامبر کم میشه؟

نه...معلومه که نمیشه...

فقط شماهایی که این فیلم ها رو میسازین و این کاریکاتورها رو میکشین و این حرفا رو میزین...فقط شماهایین که به قول بچه ها ،کنف میشین...میریزن سفارتتون رو داغون میکنن...حالتون رو جا میارن!!!

تازه بعدشم باید جواب خدا رو بدین!

بسه دیگه...دس بردارین از کارا...خجالت بکشین!

                                                                                                  صل الله علیک یا رسول الله


برچسب‌ها: اهانت به رسول خدا
[ پنجشنبه 23 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
      

یکی از مشکلات قدیمی اقتصادی این مرز و بوم افزایش مداوم قیمتها و عدم تناسب اون با افزایش درآمدهاست،که پدر خیلی ها رو آورده جلوی چشماشون! لذا هر روز که به سلامتی از خواب پا میشی، این انتظار منطقی رو بحق داری ،که جنسی رو که دیروز به فلان قیمت خریدی، امروز به قیمتی بالاتر بخری!

تلاش های زیادی از سوی دست اندرکاران مربوط و نامربوط !!!برای حل این مشکل صورت گرفته ولی چنان که افتد و دانی، افاقه نکرده تا همین اواخر که بالاخره هوشمندی مثال زدنی ما ایرانی ها کار خودش رو کرد و تدبیری اتخاذ شده که میره تا این مشکل خانمان سوز رو برای همیشه ریشه کن کنه و انقلابی در اقتصاد کشور پدید بیاره!

انقلاب کپرنیکی

در این شیوه ،قیمت و اسم و شکل و شمایل یه جنس رو ثابت نگه میدارن ،اما وزن و کیفیت اون رو تغییر میدن! یعنی مثلا شما یه بسته پنیر رو همچنان 1000 تومن میخری اما وزن اون کمتر شده و احیانا فیتیله  کیفیت اون به میزان دلخواه ،پایین تر کشیده شده!!!هوش و خلاقیت ایرانی رو حال میکنی جانم؟!

به این وسیله خریدار دیگه در اثر افزایش قیمتها کپ نخواهد نمود و هیچ فشاری رو بر جیب و اعصاب و روانش احساس نخواهد کرد و دیگه لزومی  نداره ،تو شب عید در اثر روبرو شدن با قیمت ها به دیار باقی بشتابه!

سه نکته:

1-بر اساس تجربیات نگارنده این راهکار عملی تاکنون تو کالاهایی مثل پنیر، شیر ، دوغ،کیم و تی تاب با موفقیت کامل اجرا شده.امیدواریم که در اسرع وقت نسبت به سایر محصولات هم اقدام مشابهی صورت بگیره، به امید اون روز!

2-متاسفانه بعیده که بتوان از این شیوه تو بعضی دیگه از موارد مانند مرغ و تخم مرغ استفاده نمود،چون علیرغم این که مرغ و خروس های عزیز مدت های مدیدیه با آدمیزاد نشست و برخواست می کنن ، اما هنوز به خلق و خوی سابق وفادارن. پس در این باره باید چاره ی دیگه ای اندیشید!

3-بر اساس عباراتی اسرار آمیز از شوستر آداموس (پسر خاله ی نوستر آداموس معروف)تا چند ساله دیگه تو ایران ،در بسیاری از کالاها، واحد وزن از کیلوگرم به میلی گرم تغییر خواهد کرد،اما مبنای محاسبه قیمت ،کماکان کیلوگرم باقی خواهد ماند!!!

 

...به شرط چاقو -محمد رضا آتشین صدف

 


برچسب‌ها: گرانی, راه حل اقتصادی, پنیر, ماست
[ پنجشنبه 23 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
     

امام صادق (ع) فرمود:

اگر آنکه با شمشیر به علی(ع) ضربه زد و او را کشت مرا امین خود بداند و از من خیر خواهی و مشورت جوئی نماید و من حاضر به امانت داری و مشورت او شوم همانا امانت را نسبت به او رعایت خواهم نمود.

                                                                                                           کافی 133:5ح5

 

 

شهادت امام جعفر صادق (ع) را به عاشقان ولایت،دوستداران حقیقت و راکبان مرکب علم و دانایی تسلیت باد.

                                                                                                              یا علی

 


برچسب‌ها: شهادت امام جعفر صادق
[ چهارشنبه 22 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
   

یک بار به مترسک گفتم: از تنها ایستادن در این باغ خسته نشدی؟

در جواب گفت:در ترساندن لذتی است که از آن خسته نمی شوم، برای همین از کارم راضی ام و احساس خستگی نمی کنم.

لحظه ای فکر کردم سپس گفتم: راست می گویی،من هم این لذت را چشیده ام.

در جوابم گفت: این طور فکر می کنی؟طعم این لذت را کسی نمی داند مگر آنکه چون من از کاه پر شده باشد.

او را ترک کردم و رفتم و ندانستم که آیا از من تعریف می کرد یا مرا خوار می داشت.

سالی گذشت و مترسک فیلسوفی دانا شد.وقتی بار دوم از کنارش می گذشتم،دیدم دو کلاغ زیر کلاهش لانه می سازند.

 

دیوانه - جبران خلیل جبران


برچسب‌ها: مترسک, ترس, ترساندن, دیوانه
[ سه شنبه 21 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
            

زمانی در دل اناری زندگی می کردم،روزی دور هم جمع بودیم، دانه ای گفت:در آینده درخت بزرگی می شوم،باد در شاخه هایم آواز می خواند و نور آفتاب روی برگهایم می رقصد و با گذشت فصل ها قوی و تنومند خواهم شد.

دانه دیگری گفت:ای دوست،چقدر نادانی!من هم وقتی کوچک بودم مثل تو آرزوهای دور و درازی داشتم.ولیکن بعد از آنکه توانستم همه چیز را با اندازه و مقدار بسنجم،دانستم که همه ی آرزوها بیهوده بود.

دانه سوم گفت:اما من،آینده ی بزرگی در خودمان نمی بینم.

دانه چهارم گفت:اگر در آینده چیزی نشویم پس زندگی ما بیهوده است.

دانه پنجم گفت:چرا برای آینده دعوا می کنیم،در حالی که نمی دانیم امروز چه هستیم؟

دانه ششم گفت: تا ابد همین که هستیم باقی می مانیم.

دانه هفتم گفت:آینده در ذهنم بسیار روشن است ولی نمی توانم با کلام آن را تشریح کنم.

سپس دانه هشتم و نهم و دهم و بالاخره همه ی دانه ها به سخن آمدند.از زیادی صدا چیزی نمی فهمیدم.

در آن روز، انار را ترک کردم و در دل بهی ماوا گرفتم،چون دانه هایش کم اند ، در سکوت و آرامش زندگی می کنند.

 

 دیوانه-جبران خلیل جبران


برچسب‌ها: انار, جبران خلیل جبران, دیوانه, آرامش
[ دوشنبه 20 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
         

سلام سلام سلام

خوبید دوستای عزیز من؟خیلی ببخشید که حدود یه هفته جواب کامنت ها رو ندادم و بهتون سر نزدم.دیگه آخرای تابستون بود ، گفتم تا کلاس ها شروع نشدن برم یه سر به فک و فامیل و از همه مهم تر مادربزرگم بزنم.

از همه ی اون بچه های با مرامی که با وجود نبودن من اومدن و برای این بنده ی ناچیز، کامنت گذاشتن،بی نهایت سپاسگزارم...دمتون گرم...دلتون آباد...چراغ خونتون روشن...یا علی


برچسب‌ها: مسافرت, مادربزرگ, تابستون
[ دوشنبه 20 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
     

وقتی همه چی تو این دنیای قرو قاطی ،قاطی پاتی میشه!خوب طراح های این پارک هم به این نتیجه رسیدن که به جای یه حوض و دو تا ماهی و یه گلدون،که البته نگهداری ازشون کلی هزینه داره! یه حوض مصنوعی با ماهی های سنگی بذارن.برعکسشم بکنن تا از نظر هنری یه خلاقیتی کرده باشن این وسطه!

من دلم شکست...

نکنه یه روز همه چی مون مصنوعی بشه...دلامون الکی واسه هم تنگ بشه...لبخندهامون الکی بشه...حرف هامون الکی بشه...آرمان هامون الکی بشه...

آدم های مصنوعی...فکرهای مصنوعی...دنیای مصنوعی...

میترسم...


برچسب‌ها: آدم های مصنوعی, دنیای مصنوعی, دلتنگی, حوض, ماهی قرمز
[ جمعه 10 شهریور1391 ] [ ] [ رهگذر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

از میان تمامی نواهای زمینی،
نوایی که به دورترین نقطه در آسمان
راه می یابد،
موسیقی موزون قلب عاشق است.
امکانات وب





Powered by WebGozar